درباره‌ٴ خون و هاضمه نياز داشت‌، ولي اين افكار بي‌نهايت مبهم‌، مغشوش و پر از خرافات بود.
مثلاً، در مورد قاروره‌بيني‌، داستاني كه از جان ساكسوني (حدود 1392) نقل شد نمونه‌اي از آن است‌؛ از اين‌گونه داستان‌ها مي‌شود صدها مثال ذكر كرد، كه همه به اين نتيجه مي‌رسد كه‌ قاروره‌بيني هم مانند اخترگويي و كف‌بيني يك شبه علم بود.
علاوه بر رساله‌هاي مربوط به بول كه در اين جلد ذكر شد (از قبيل رساله‌اي كه گالوس‌ دو استراهُف پزشك چك نوشت‌) رساله‌هاي مجهول‌الموٴلفي هم وجود دارد كه شايد از همين‌ عصر باشد، از قبيل رساله‌اي كه در باب گياهان شفابخش چاپ استراسبورگ 1496 آمده‌، يا در گياهان شفابخش چاپ ونيز 1511، يا در قرابادين نيكولاي پاويايي چاپ 1478. مطالب مربوط به قاروره‌بيني در چاپ‌هاي مختلف فن طبابت‌، تأليف جان كتام وجود دارد كه اگر نه همه‌، غالبش‌ از زمان قديمي‌تري است‌. اينك‌، در سايه‌ٴ چاپ عكسي سينگر و زودهوف‌، آن مطالب (متن‌ها و تصاوير) در اختيار همه‌ٴ محققان قرار گرفته است‌.
6. جنين‌شناسي و مامايي‌. اشاره‌هاي زير مي‌بايست در فصل اول مي‌آمد، ولي حالا هم براي‌ عرضه‌ٴ آنها در اين‌جا دير نيست‌. براي درك افكار سده‌هاي ميانه در مورد آبستني بايد به‌خاطر داشت كه بينش مسلط همان بود كه توسط ارسطو بيان شده بود (پيدايش حيوانات‌، مقاله‌ٴ اول‌، فصل‌هاي 19، 22) ـ خلاصه‌ٴ آن چنين است‌: مادينه مواد براي توليدمثل را فراهم مي‌سازد، يعني‌ در اثر خونروشي كه متوقف مي‌شود ـ ولي اين ماده به‌وسيله‌ٴ مني نرينه صورت مي‌يابد. همين‌ افكار در كتاب حكمت سليمان (اول ـ 1 ق م‌) 7:2، در آثار جالينوس‌؛ در اسئله و اجوبه‌ٴ منسوب به‌ ارسطو1 و آثار ابن رشد، آلبرت كبير و ديگران ديده مي‌شود. عقايد متفاوتي هم كه احتمالاً به‌وسيله‌ٴ كتاب الاجنه‌ٴ بقراط پديد آمده بود، به روشني توسط لوكرتيوس (اول ـ ق م‌) در رساله‌ٴ درباب اشياي طبيعي (مقاله‌ٴ چهارم‌، ابيات 1229 ـ 1233) بيان شده‌: ((تخم محصول هر دو جنس‌ است‌.)) اين فكر را كه لوكرتيوسي مي‌ناميم‌، مي‌توان در آثار رازي (نهم ـ 2)، علي‌بن عباس‌ مجوسي (دهم ـ 2) و ابن‌سينا (يازدهم ـ 1) جستجو كرد. پيگيري اين سنّت در غرب لاتيني‌ دشوارتر است‌. لوكرتيوس برايشان ناشناس نبود و گواه آن وجود دو نسخه‌ٴ خطي ليدن است‌؛ نسخه‌ٴ (الف‌) از سده‌ٴ نهم كه قبلاً در كليساي سنت‌مارتين ماينس مقر هرابانوس موروس (نهم ـ 1) بوده و نسخه‌ٴ (ب‌) از سده‌ٴ دهم قبلاً در صومعه‌ٴ سن‌برتن نزديك سنت اومر قرار داشته است‌.


1. اين رساله‌ٴ مجعول در سده‌هاي ميانه‌، از شهرت زيادي برخوردار شد، به‌ويژه مقاله‌ٴ چهارمش در باب امور جنسي و توليدمثل‌، كه جداگانه مورد بحث قرار گرفت و به شيوه‌اي اقتباس شد كه به‌صورت نوعي از آثار الفيه و شلفيه درآمد. سينگر مي‌گويد كه اقتباسي از آن امروز هم به‌طور مخفيانه در انگلستان با عنوان‌ شاه‌كارهاي ارسطو انتشار مي‌يابد.